كشت سلولی:

سلولهای سرطانی Hs578T و نرمال 3T3 در بطری 25cm2  با محیط كشت گلوكز DMEM  ( Dulbeco's modified- Eagle's minimal)  در انكوباتور 37C˚ واتمسفر 5٪ CO2  كشت داده شدند.

 تعیین سمیت­­ :

سلولهای سرطانی و برای كنترل سلولهای نرمال در 24 پلیت مختلف به مدت سه روز انكوبه شدند سپس با بافرPBS  شسته شده وبعد با 0.3ml NPs درغلظتهای مختلف در محدوده 0.05-0.5nm درDMEM  انكوبه شدند بعد از 24 ساعت سلولها برای بررسی قابلیت زیستی(viability) با ترپسین سانتریفوژ شده و در محلول 0.4٪ Trypan blue پخش شد­. سپس قابلیت زیستی سلولها باهموسایتومتر تست شد ومعلوم شد نانو ذرات طلا در این غلظت برای سلولها خطر سمیت ندارد.

    ارزیابی جذب سلولی نانوذرات طلا :

وجود ترنسفرین و میان­كنش آن با گیرنده­اش جذب نانوذره را تا 6 برابر نسبت به مواردی كه این میان­كنش وجود ندارد بیشتر می­كند.بیشترین جذب سلولیNPs را سلولهای سرطانی بلوكه نشده به اندازه 73٪ داشتند كه بیانگر گیرنده­های ترنسفرین بیشتر در سلولهای سرطانی است. جذب در سلولهای نرمال ( بلوكه نشده) یك چهارم سلولهای سرطانی است یعنی 19٪ .


   NPs به عنوان عامل contrast :

تصویر بدست آمده ازسلولهای سرطانی در شرایط مختلف ( بدون NPs : با NPs وباNPs-Tf) با میكروسكوپ نشر زمینه تاریك وكیفیت و وضوح بالای تصویر سلول سرطانی آمیخته با نانوذره یعنیPEG-Tf-NPs  نقش نانوذرات طلا را به عنوان عامل contrast  در تشخیص سلولهای سرطانی به خوبی نشان می­دهد.

NPs برای فتوترمال­تراپی :

همانطور كه گفتیم وجود ترنسفرین جذب نانوذرات طلا افزایش می­دهد و از طرفی این نانوذرات فوتونهای جذب شده را در محیط سلول به انرژی گرمایی تبدیل می­كند در نتیجه سطح انرژی لیزر مورد نیاز برای فتوترمال­تراپی بطور چشمگیری پایین می­آید طوری كه برای محیط زنده سلولی و بدن بیمار بی­خطر باشد.

انرژی لیزر لازم برای نابودی سلولهای سرطانی بدون نانوذره در محدوده 114-1600 W/cm2   می­باشد كه انرژی بالایی است وسلولهای نرمال را نیز نابود می­كند٬ اما در سلولهای سرطانی آمیخته­ی NPs PEG-Tf- به سطح4-7W/cm2   كاهش می­یابد.

 

همانطور كه دیدیم نانوذرات طلا آمیخته با ترنسفرین بصورت multifunctional عمل كرده وبطور همزمان در هدف­  گیری تصویربرداری و فتوترمال­تراپی سلول سرطانی بكار رفت .

نتیجه این بررسی نویدبخش یك روش مطمئن در تشخیص زودهنگام سرطان و به تبع آن درمان مؤثر بیماری است.اما مشكلی كه وجود دارد این است كه جذب نور مرئی توسط نانوذرات كه درمحیطin vitro  صورت می­گیرد به علت نفوذ كم در in vivo محدود می­شود و اگر بتوان بطریقی موج نور مرئی را به محدوده­ی اشعه مادون قرمز ( IR)نزدیك كرد بشود تا حدی این معضل را برطرف كرد.

راه دیگری كه می­تواند در این مورد مفید واقع شود توسعه و پیشرفت فیبرهای نوری است كه از طریق آن تابش مستقیم لیزر به بدن آسان شده و تومورهای واقع در عمق بافتهای درونی بدن نیز در تابش لیزر قرار می­گیرند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 بهمن 1391    | توسط: والیده سلحشور    | طبقه بندی: آموزش ژنتیک مولکولی،     | نظرات()